تبلیغات
گیم کرافت: مرجع بازی های رایانه ای - ۱۲ پایان تاثیرگذار بازی‌ها؛قسمت اول

همان طور که همه شما دوستان می‌دانید دنیای بازی‌های رایانه‌ای تنها یک فضای خیالی نیستند؛برخی از بازی‌ها می‌توانند چنان تاثیری در طرز تفکّر و روحیات بازی‌کننده داشته باشند که اثر آن‌ها تا مدّت‌ها بر روی فرد بماند،قطعا شما هم با دیدن سکانس پایانی بعضی بازی‌ها خوش‌حال شده‌اید،خندیده‌اید،اسک ریخته‌اید و …ما در این مقاله سه قسمتی سعی داریم ۱۲ پایان تاثیرگذار دنیای بازی‌های رایانه‌ای را به شما معرّفی کنیم؛امیداوریم که از دست رنج ما لذت ببرید(قسمت اوّل:رتبه‌های ۱۲‌ام تا ۹‌ام):

۱۲٫کاپیتان خسته؛Call Of Duty:Modern Warfare 3

.

.

جنگ نا برابری است؛ بهترین یار و دوست همیشگی‌اش کشته شده و اکنون خودش است و این بار سنگینی که بر دوش می‌کشد.

“ندای وظیفه:جنگاوری نوین ۳″ یکی دیگر از بازی‌های پرطرفدار سری ندای وظیفه بود که پایان‌بندی نسبتا خوب و البتّه تاثیرگذارش خیلی‌ها را تحت تاثیر خود قرار داد؛اگر چه از آن اتقادات زیادی به عمل آمد امّا ما به آن‌ها کاری نداریم و تنها به پایان این بازی خاطره انگیز اشاره‌ای خواهیم کرد.

کاپیتان پرایس،به همراه دوست و یار همیشگی‌اش یعنی مک‌تاویش به شدّت به دنبال نابودی مکاروف هستند تا از یک جنگ بی‌رحمانه و کشتاری خونین جلوگیری کنند؛امّا پس از مرگ مک‌تاویش در جریان یک بمب‌گذاری پرایس بار سنگینی را بر دوش خود احساس می‌کند؛باری که هم شامل انتقام مرگ دوستش است و هم جلوگیری از یک جنگ دیگر.

این کاپیتان خسته پس از جست و جو‌های فراوان محل مخفی شدن مکاروف را در یک هتل می‌یابد و خیلی سریع خود را به آن‌جا می‌رساند و پس از یک نبرد سخت و نفس‌گیر مکاروف را به دار می‌آویزد تا هم انتقام مک‌تاویش را گرفته باشد و هم از یک جنگ جلوگیری کرده باشد؛هر چند او برای کشتن مکاروف تاوان زیادی را پرداخت.

پرایس خسته می‌نشیند؛خسته‌تر از همیشه؛دردمند‌تر از همیشه و…سیگار دوست داشتنی خودش را از جیبش در می‌آورد،تق..تق..تق! فندک در سوّمین مرتبه تلاش پرایس روشن می‌شود.این مشکل در اولین جنگ جهانی حل نشد؛در دوّمین هم نشد؛امّا سومّین جنگ جهانی آتش عدالت را روشن کرد…

۱۱٫مکس پین یک؛پایان یک کابوس

.

.

بی شک می توان یکی از تاثیر گذار ترین پایان های متولد شده در دنیای بازی های رایانه ای را برای نخستین شماره از سری مکس پین دانست.همان طور که میدانید در انتها صحنه ی نخست بازی دوباره به نمایش در می اید.شهر نیو یورک بر ای مکس تبدیل به یک جهنم تیره شده است. او وارد محل استقرار قاتل همسر و فرزندش شده و در ان جا تلاش می کند خود را به وی برساند.اما دوست با وفا ی مکس توسط یک گلوله کشته شده و مکس از این بابت بسیار متاثر می شود.قاتل وارد پشت بام شده و تلاش می کند با هلی کوپتر فرار کند. اما مکس به سرعت خود را به وی می رساند.دیالوگ این صحنه واقعا جای گفتن دارد.مکس:تو فرزند و همسر مرا کشته ای و حال می خواهی فرار کنی؟ و با شلیک کردن به دکل ساختمان باعث توقف هلی کوپتر شده و انتقام شیرین خود را از این انسان بی رحم می گیرد.حال بازی به صحنه ی نخست باز می گردد.پلیس نیو یورک به صحنه رسیده و مکس را دستگیر می کند.اما مکس هر گز از این بابت ناراحت نیست و با لبخند زیبا یی خشنودی خود را از انتقامی که گرفته است به نمایش می گذارد و به یک کابوس سه ساله پایان می دهد.

۱۰٫چرخ‌های جنگ ۳؛در غم دوری از پدر

.

.

در ادامه ی نبرد با لو کاست ها,مار کوس وارد مکان مقدس Azura می شود.در ان جا وی با خیل بزرگی از دشمنان در جست و جوی پدرش مقابله می کند.زمانی که پس از سال ها نزد پدرش می رسد, ادام(پدر مارکوس)به سرعت توضیح می دهد که نوعی دستگاه اختراع کرده که میتواند با ایجاد موج به زندگی موجودات بی رحم لوکاست خاتمه دهد.اما پیش از ان که این کار را انجام دهد شیشه ی عمرش به پایان رسیده و برای همیشه از دنیای فانی وداع می کند.پس از ان دستگاه شروع به فعالیت کرده و به زندگی نفرت بار لوکاست ها خاتمه می دهد.اما مارکوس که پس از سال ها سوختن و ساختن در زندان و غم دوری از پدر ارزو داشت دوباره با وی ملاقات کند, بدون حتی یک بدرود برای همیشه از دیدن وی محروم می شود.حال سیاره ی Sera بدون لوکاست ها طعم دیگری برای مارکوس دارد.پس از از دست دادن پدر و بهترین دوست, در نهایت به ارزوی خود رسیده و صلح و ارامش را در میان انسان ها برقرار می کند.اما همواه به فکر لحظات دوری از پدر و ارزوی دیدن دوباره ی وی خواهند ماند.

۹٫وقتی همه می‌میرند؛Call Of Duty:Modern Warfare

.

.

پس از یک تعقیب و گریز داغ اعضای گروم موفّق می‌شوند پسر ایمران را که می‌تواند اطّلاعات زیادی به آن‌ها بدهند در یک پشت بام به دام می‌اندازند،امّا پسر ایمران زاخائف روس خودکشی می‌کند و پس از این اتّفاق پدرس تیم جنگنده را به کشتن و انتقامی سخت تهدید می‌کند.

هدف اصلی پرایس و مک‌تاویش و دیگر اعضای تیم جنگنده این بار به دام انداختن زاخائف بود که پس از خودکشی پسرش کار آن‌ها گره خورد و آن‌ها مجبور شدند از راه دیگری ادامه دهند.

اعضای گروه پس از مدّتی در جریان یک عملیات موفّق می‌شوند موشک‌هایی که ایمران زاخائف فعّال کرده بود را غیر فعّال کنند و سریعا فرار کنند،امّا در میان راه هلکوپتر سربازان ایمران پل مقابل راه اعضای گروه را می‌شکند و اعضای گروه سرنگون می‌شوند؛زاخائف برای گرفتن انتقام حتّی نمی‌گذارد سربازانش این کار را انجام دهند؛یک راست خودش به سراغ اعضای گروه می‌رود.

خیلی سخت است که یکی از با تجربه‌ترین و مقاوم‌ترنی اعضای گروه همانند Gaz بی‌رحمانه به دست زاخائف و آن هم در مقابل دید دیگر اعضای گروهش کشته شود؛پرایس با دست زخمی خودش به سختی اسلحه را به سوی سوپ پرتاب می‌کند،اعضای گروه یکی پس از دیگری در حال نابودی هستند؛سوپ جانی در تن ندارد که ماشه را فشار دهد؛تمام نیرویی که دارد را در انگشت خود خالی می‌کند و هم‌زمان با شلّیک او،هلیکوپتر یاران به کمک شما می‌آیند؛امّا اکنون دیر است،خیلی دیر…

منبع:دنیای بازی

آخرین مطالب